
صف کشیده اندخاطرات هم سایه ی منxa0؛کاغذها مچاله شدهxa0،زمان را می کشند...xa0بازهم خودکار و تکه کاغذسوختهxa0،و باورفردایی تاریک درحضورنورxa0،سقراط راهم به خودمی آورد...اینباردستان پینه بستهxa0،هم سایه ام را خط خطی می کندxa0؛با پلان هایی از مرگ......
ادامه مطلب